معرفی یاخته های گیاهی

 

 

                                                      

 

در پیرامون اغلب یاخته‌های گیاهی و بعضی از یاخته‌های جانوری ، دیواره‌ای به نام دیواره یاخته‌ای وجود دارد. دیواره یاخته‌ای در یاخته‌های گیاهان ساختار نسبتا سخت سلولزی دارد و نوعی اسکلت بیرونی را ایجاد می‌کند که به این یاخته‌ها شکل هندسی و نسبتا ثابتی می‌دهد. این دیواره که دیواره نخستین نامیده می‌شود، بوسیله پروتوپلاسم زنده یاخته ایجاد می‌شود و وجود آن اساسی‌ترین وجه تمایز بین گیاهان و جانوران است. دیواره بین دو یاخته شامل شامل سه بخش است: هر یک از دو یاخته مجاور هم ، دیواره نخستین را تولید می‌کند و بین آن دو ، لایه بین یاخته‌ای به نام تیغه میانی مشترک بین دو یاخته وجود دارد.

جنس تیغه میانی از ترکیبات پکتینی ، مانند پکتین ، است. در نتیجه افزایش سن یاخته ، ممکن است مواد دیگری ساخته شوند و از سمت داخل یاخته به صورت لایه‌ای روی دیواره نخستین قرار بگیرند که دیواره دومین یا پسین نام دارد. ارتباط بین دو یاخته از راه پلاسمودسمها صورت می‌گیرد. پلاسمودسمها در دیواره‌های نخستین در سوراخهای ریز دیواره ، جایی که دیواره فاقد تیغه میانی است، بوجود می‌آیند و سیتوپلاسم از آن محلها از یاخته‌ای به یاخته دیگر جریان می‌یابد.

 

 

غشای سیتوپلاسمی از یک لایه دو مولکولی (دو ردیفی) فسفولیپید ساخته شده که هر مولکول آن شامل یک سر آب دوست و یک دم آب گریز است. استقرار این دو ردیف مولکول در مقابل یکدیگر طوری است که دمهای آب گریز به طرف داخل و در مقابل یکدیگر و سرهای آب دوست به طرف خارج قرار گرفته‌اند. مولکولهای پروتئین در سطح بیرونی یا درونی و یا در تمام غشا وجود دارند. نقش غشای سیتوپلاسمی حفظ تراوایی انتخابی است. این غشا چون سدی نیمه تروا عمل می‌کند، نیمه تراوا بودن غشا عامل اصلی در نقش آن است.

 

به طور کلی بخش عمده محتویات سلول را پروتوپلاسم تشکیل می دهد که در آن هسته , ریبوزومها ( معروف به دانه های پالاد ) , میتوکندریها ,پلاستها , دستگاه گلژی و شبکه رتیکولوم اندوپلاسم که در تشکیل واکوئل های گیاهی نقش دارد دیده می شود .البته ضمائم دیگری نیز در سیتوپلاسم وجود دارد که از آن جمله می توان روغن های اسانسی ( اولئورزین ) را نام برد.

1). غشای خارجی که ضخامت آن 50 تا 70 انگسترم است و ساختمان پروتوئینی دارد

2).غشاء داخلی که تقریبا مشابه غشاء خارجی است .

3) . ماتریکس یا محتویات درونی میتوکندری که مرکز انرژی سلول می باشد و مولکولهای پر انرژی در این قسمت سنتز می شوند . همچنین میتوکندری واجد یک < دی ان ای > ح لقوی مشابه ژنوم باکتری ها می باشند که در ماتریکس و چسبیده به دیواره غشاء داخلی آن است .

 

پلاستها را برحسب مواد محتوی آنها با انواع زیر تقسیم می کنند که هر یک مفصلا شرح داده خواهد شد :

1).کلروپلاست . 2). آمیلوپلاست . 3) کروموپلاست . 4). الئوپلاست ویک نوع پلاست به نام لوکوپلاست که پلاست اولیه بوده و پلاستهای دیگر از آن نشات می گیرند.

نکته مهم اینست که مواد موجود در پلاستها معمولا در جریان رشد و تخصیص یافتن سلول تغییر و تحول می یابند و به مواد دیگری تبدیل می شوند . برای مثال میوه نارس به علت داشتن کلروپلایت فراوان سبز رنگ است ولی هنگام رسیدن میوه رنگ آن تغییر می کند و کلروپلاستها تبدیل به کرموپلاست می شوند ویا اگر ریشه تازه روییده جو را در مقابل نور قرار دهیم پلاستهای اولیه بی رنگ ( لکوپلاست) تبدیل به کلروپلاست می شوند و اگر مجددا آنها را در تاریکی قرار دهیم کلروپلاستها تبدیل به کروموپلاست می شوند .

حال به طور جداگانه به بررسی هر کدام از پلاستها می پردازیم :

تصویر شماره 3) .اشکال مختلف کلروپلاست در جلبکها محتوی نشاسته (امیدون ) بوده و خاص بافت پارانشیم ذخیره ای هستند و در بخش های عمقی اندامها وجود دارند . منشا آمیلوبلاستها . لوکوپلاستها هستند . در اندامها و بافتهای دخیره ای همه لکوپلاستها همزمان محتوی نشاسته نمی شوند .برخی ممکن است هیچگاه تبدیل به آمیلوپلاست نشوند وبرخی نیز ممکن است بسیار دیر محتوی آمیدون گردند .

محتوی ماده کلروفیل بوده وسبز رنگ است .شکل کلروپلاست در گیاهان آوندی تقریبا مشابه و یکنواخت و عدس مانند است . ولی تعداد آنها در سلولهای گیاهی بسیار متفاوت است مثلا در سلولهای گیاه علف خوک یا سلاژینل فقط یک کلروپلاست وجود دارد . ودر برخی گیاهان آوندی این تعداد به 100 ویا بیشتر هم می رسد . کلروپلاستها در جلبکها بسیار مختلف و متنوع ترند ( تصویر 3) که به آنها کروماتوفور گویند . کروماتوفور جلبک علاوه بر کلروفیل ممکن است حاوی مواد رنگی دیگری باشد . کروماتوفور در جلبک اسپیروژیر مارپیچی و در

مروکارپوس ورقه مانند است . کلروپلاست در عمل فتوسنتز دخالت دارد و چون تشکیل کلروفیل و فعالیت آن

احتیاج به نور دارد از این رو کلروپلاست در سطح خارجی ساقه های جوان و در اندامهای هوایی دیگر مانند برگها پراکنده اند.. 

نشاسته ابتدا به صورت دانه های کوچم غوطه ور در پلاستها ظاهر می گردند سپس به تدریج به حجم آنها افزوده می شود . این افزایش حجم به صورت پیدایش صبقات متحد المرکزی به دور یک نقطه مرکزی صورت می گیرد که به این نقطه مزکری اصطلاحا ناف می گویند لازم به ذکر است که شکل و اندازه دانه های نشاسته در گیاهان مختلف متفاوت است ( تصویر 4 ) مثلا شکل نشاسته در سیب زمینی تخم مرغی و در نخود کلیوی شکل می باشد . دانه های نشاسته با نور پلاریزه در زیر میکروسکوپ پدیده صلیب سیاه را نشان می دهند که مربوط به ساختار کریستالی نشاسته می باشد .در این حالت دانه نشاسته کروی و سیاه رنگ دیده می شود که ساختاری صلیب مانند آنرا به 4 قسمت تقسیم می کند .

 عبارتند از پلاستهایی که مواد رنگی غیر از کلروفیل دارند .کروموپلاستها غالبا از لوکوپلاست بوجود می آیند و بتدریج از رنگیزه های زرد یا قرمز که در آب نامحلول می باشند انباشته می شوند . رنگیزه های مزبور به خوبی در چربی حل می شوند و به همین دلیل به آنها لیپوکروم هم می گویند . به طور کلی لیپوکروم ها از گروه کارتنوئید ها هستند و کاروتن سر دسته این گروه است. مواد کارتنوئیدی مشتقات ایزوپرن وبه صورت بلورهای کوچک هشتند .(برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب بیوشیمی لنینجر مراجعه نمایید ). کاروتن عامل ایجاد رنگ نارنجی در هویج است . لیکوپن نیز نوعی کارتنودید است که در گوجه فرنگی وجود دارد (عامل رنگ قرمز گیاه ) . گزانتین که عامل رنگ زرد بسیاری از گلبرگها ست نیز در گروه کارتنوئیدها قرار دارد .

در شیره واکوئلی قندهایی مانند گلوکز و یا هلوزیدهایی مانند ساکارزموجود است ( رجوع شود به ممواد ازت داری هستند که تشکیل آنها با متابولیسم پروتیدها ارتباط دارد به همین دلیل احتمال می دهند که از اسید آمینه سنتر می شوند . الکالوئیدها تقریبا همگی سمی هستند ولی مقدار کم آنها به عنوان دارو مصرف می شود نیز در واکوئل جمع می شوند که اکثر این مواد قابل حل در آبند . همچنین مواد داخل واکوئل ها ممکن است بخشی از ذخایر سلول بوده . از مواد فعال گیاهی بشمار آیند ماتتد : آلکالوئیدها , گلوسیدها , هتروزیدها , پیگمانها , نمکهای کانی , اسیدهای آلی و گاها شیرابه یا لاتکس حال به اختصار به توضیح این مواد می پردازیم . در کلروپلاستها نیز معمولا نوعی لیپوکروم زرد رنگ به نام گزانتوفیل موجود است که به علت فراوانی کلروفیل رنگ زرد آن پوشیده می ماند .اما هنگامی که کلروفیل به عللی از بین برود رنگ زرد گزانتوفیل ظاهر می شود . مثلا در پاییز که کلروفیل برگ از بین می رود گزانتوفیل سبب زرد یا رنگین شدن برگ می شود .

حفره های درون سیتوپلاسم هستند که به آسانی رنگ شده و قابل دید هستند ( تصویر 5 ) .واکوئلها محتوی مایعی به نام شیره واکوئلی هستند که غلظت آن ثابت نبوده و بر حسب تغییرات آب در واکوئل یا سلول غلظت آن تغییر می کند .بنابراین واکوئل را می توان محل ذخیره آب سلول دانست که در پدیده های اسمزی نقش دارند . واکوئل واجد غشایی است که به آن تونوپلاست می گویند .که مجموع آنها را پلاستیدوم می گویند ویژه سلولهای گیاهی است . در سلولهایی که حد اکثر رشد خود را کرده اند پلاستها اشکال متفاوت دارند و مواد مختلفی را در خود ذخیره می کنند.اشکال کندریوزومها متفاوت است. گاهی به صورت دانه های کوچک و گاهی به صورت رشته های طویل دیده می شوند . اشکال گرد کندریوزومها را میتوکندری و اشکال رشته ای را کُندریوکُنت می گویند . مطالعات میکروسکوپی نشان می دهد که هر میتوکندری از 3 قسمت تشکیل شده است :بوسیله میکروسکوپ الکترونی قابل روئیتند .ماکروملکولهایی ریبونوکلئوپروتوئینی با اشکال کروی یا تخم مرغی با قطر متوسط 100 - 200 انگسترم هستند . به صورت آزاد و یا چسبیده به غشاء رتیکلوم اندوپلاسم در سیتوپلاسم سلول گیاهی یافت می شوند .ریبوزوم در سنتز پروتوئین گیاهی نقش دارد .از مواد لپیدی و پروتیدی ساخته شده است . این ماده در مجاورت غشای اسکلتیک ورقه نازکی را به نام غشاء اکتوپلاسم یا پلاسمالم تشکیل می دهد که در تبادلات سلولی با محیط اطراف نقش موثری دارد .

شبکه آندوپلاسمی متشکل از لوله‌های تو خالی است. در برش به صورت مجاری ظریف غشایی توخالی ، با شاخه‌های فراوان و مرتبط با یکدیگر و یا به شکل مخازن پهن و بیش متراکم و پراکنده در تمام سیتوپلاسم مشاهده می‌شود. به بسیاری از نقاط دیواره بیرونی شبکه آندوپلاسمی ، تعداد فراوانی دانه‌های ریبوزوم متصل‌اند و به همین دلیل به دو صورت دانه‌دار و بدون دانه یافت می‌شوند: شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار یا ناصاف که واجد ریبوزوم بوده و شبکه آندوپلاسمی بدون دانه یا صاف که فاقد ریبوزوم است. نقش شبکه آندوپلاسمی ، ذخیره و هدایت بعضی مواد درون یاخته و شرکت در تشکیل دیواره سلولزی یاخته و ایجاد ارتباط بین یاخته‌ها است.

دستگاه گلژی از واحهایی به نام تشکیل شده است. دیکتیوزومها سیستمهای غشایی ویژه‌ای هستند که از روی هم قرار گرفتن 5 تا 15 کیسه گرد و تخت با وزیکولهایی در لبه آنها تشکیل شده‌اند. هر کیسه را سیسترنا می‌نامند. دیکتیوزوم‌ها در بسته بندی پروتئین نقش دارند.

 

 

میکروبادیها وزیکولهایی هستند که از دیکتیوزومها جدا می‌شوند و خود اندامکهای ویژه‌ای را پدید می‌آورند. اینها ذرات کروی کوچکی هستند که در پیرامون آنها فقط یک غشا وجود دارد. میکروبادیها شامل پراکسی زوم و گلی اکسی زوم هستند.

 

 

لیزوزومها نیز از دیکتیوزوم‌ها جدا شده و خود اندامکهای ویژه‌ای را پدید می‌آورند و اندامکهایی به اندازه میتوکندریها و یا کوچکتر از آنها هستند که حاوی آنزیم‌های گوناگون می‌باشند و نقش آنها تجزیه سریع مولکولهای درشت و گوارش مواد هنگام تمایز یاخته‌ای است.

 

بخش اعظم فضای یاخته‌های بالغ را واکوئل اشغال می‌کند که به صورت حفره یا کیسه‌ای است که غشایی به نام تونوپلاست آن را از سیتوپلاسم جدا می‌کند. درون واکوئل را مایعی به نام شیره واکوئلی پر کرده است. واکوئلها محل ذخیره آب و مواد آلی و کانی و همچنین تجمع مواد زاید سیتوپلاسم هستند.

 

 

میتوکندریها ذرات ریزی هستند که به شکل کروی ، یا میله‌ای و یا رشته‌ای دیده می‌شوند و دارای دو غشا هستند: غشای بیرونی آنها صاف و غشای درونی به صورت چین خورده است. نقش میتوکندری ، تنفس است و ضمنا میتوکندری ، منبع انرژی می‌باشد. آنزیمهای تنفسی موجود در سطح غشای درونی آنها موجب شکستن مولکولهای گلوکز و اسیدهای آمینه و چربیها می‌شود و در نتیجه انرژی آزاد می‌گردد.

 

پلاستها را بر اساس رنگدانه‌هایی که ذخیره می‌کنند، به سه گروه کلروپلاست ، کروموپلاست و لوکوپلاست تقسیم می‌کنند. کلروپلاستها عموما قرصی شکل بوده و به علت دارا بودن کلروفیل ، سبز رنگ هستند. این اندامک غشایی دو لایه‌ای دارد. بخش درونی کلروپلاست شامل دو سیستم لایه‌ای و ماده دربرگیرنده این دو سیستم یعنی ماده زمینه‌ای یا دانه‌دار است. سیستم لایه‌ای دو بخش دارد: بخشی که گرانومها را تشکیل می‌دهد و بخش دیگری که آنها را بهم متصل می‌کند.

بخش درونی گرانوم به صورت کیسه‌های پهن شده‌ای مرتب شده‌اند و تیلاکوئید نام دارند و محل کلروفیلها هستند. نقش کلروپلاستها فتوسنتز است. لوکوپلاستها پلاستهای بی‌رنگی هستند که در یاخته‌های بشره و دیگر بافتهای بی‌رنگ وجود دارند. بعضی نشاسته ذخیره کرده و آمیلوپلاست نام دارند. گروه سوم پلاستها ، رنگدانه‌های زرد یا قرمزی داشته و کروموپلاست نامیده می‌شوند.

 

هسته از غشا و شیره هسته و دانه‌های کروماتین و یک یا دو هستک تشکیل شده است DNA و RNA در هسته و میتوکندری و پلاست وجود دارند. هسته بزرگترین اندامک ساختار درونی یاخته‌های یوکاریوت است. اندازه نسبی هسته بر حسب سن و نوع یاخته فرق می‌کند.

 

دیواره سلولی : دیواره سلولی دو بخش دارد 1- دیواره اولیه  2- دیواره ثانویه

نکته : تیغه میانی جزئی از دیواره نیست بلکه اتصال دهنده دیواره هاست

بین دو سلول تیغه میانی خارجی ترین لایه ودیواره ثانویه نزدیک ترین لایه به مرکز سلول می باشد.

بین دوسلول با احتساب غشاء چند لایه وجود دارد ؟  هفت لایه وجود دارد وبدون احتساب غشاء 5 لایه وجود دارد .

لان (PIT ) : محل تمرکز تعداد زیاد پلاسمودسم ها (پلاسمودسماتا) در محل لان دیواره ثاونویه شکل نمی گیرد و اگر تا لبه حفره رسوب کند و استوانه ای PIT ساده می گویند شکل باشد ودربعضی از سلولها وگیاهان بصورت گنبدی با یک سوراخ کوچک باز می ماند که هاله ای یا قرصی می گویند در لان های هاله ای ( قرصی) تبادل مواد راحتر وبیشتر اتفاق می افتد .

 

پیش پلاست (Proprastid) : غشاء پلاسما دو لایه واحد است که دران مولکول های فسفولپیدی کنارهم قرارمی گیرند

 * غشاء واکوئل تک لایه است .

واکوئل  ( ازجنس تونوپلاست ویاغشاء ):  یک اندامکی درسلول گیاهی است ولی در عمل یک حفره درون سلولی است( مانند انباری ) ویا کیسه ها واندامک هایی درون سیتوپلاسم سلول هستند که ذخیره کننده آب – املاح – مواد رنگی – برخی آنزیم ها – وبرخی ترکیبات شیمیای وبلورها مانند   1- رافید : بلورهای سوزنی شکل 2- سیستولیت : بلورهای کربنات کلسیم که بصورت کروی ویاخوشه ای دیده می شوند .

واکوئل در سلول های مریستمی : فضای بین سلولی بسیارکم وسیتوپلاسم فشرده ومتراکم که واکوئل دراین سلول ها یا وجود ندارد ویا بسیار کوچک است وسلول های بنیادی هسته بزرگ دارند .

فلم + فلودرم + فلوژن = پریدرم

تک لپه ای ها مانند خرما رشد قطری ندارند ولی مرتب قطور می شوند وبصورت درخت در می ایند . چرا؟ ( تک لپه ای ها معمولا علفی می باشند ) .

که جوابشو تو اولین پست گفتیم می تونین تو آرشیو پیداش کنین

 

بافت پارانشیم : بسیار به بافت مریستمی شبیه است

کلرانشیم : بافت پارانشیمی است که به مقدار کافی کلروفیل درخود ذخیره کرده است

محل بافت کلانشیم : در زیر اپیدرم است ودر ساقه هایی که به شکل چهار گوش هستند در گوشه ها دیده می شود . (مثل ساقه نعناع)

نگهدارنده های گیاه را نام ببرید ؟  کلانشیم وتورژسانس سلولی

 بافت ترشحی :

سلول های بافت ترشحی فاقد کلروپلاست می باشند

انواع : 1- سلول ترشحی ( مانند گزنه ) 2- کیسه ترشحی ( مرکبات – سداب – مورد)  3- مجرای ترشحی به کانال ترشحی  ( کاجها – تیره چتریان) 4- لوله های شیرابه ای ( انجیر – فرفیون –شقایق ) تشکیل شده است . ( سلول های ترشحی معمولا اپیدرمی هستند )

لاتکس ( LATEX ):موادی که داخل لوله شیرابه حرکت می کنند

لوله های شیرابه بر یا (LATICIFER) :

در کانالهای شیرابه ای موادی مثل اسانس ، آنزیمهای پروتئولیستیک ( تجزیه کننده پروتئین ) ، لاستیک ، پاپایین و آلکالوئیدها هستند.

 معمولا شیرابه ها سفید زرد مایل به نارنجی وشیری رنگ هستند.خشخاش ، کاهو ، فرفیون

 

در نهاندانگان دسته ای دیده می شوند که آوندها و تراکئیدها کنار هم هستند و آن قسمت که تراکئیدها هستند تعداد بیشتر ولی قطر کمتر است ، اما در کنار آنها آوندهای بزرگ هستند که تعدادشان کمتر است .

 

کاسپاری : وقتی سلولهای آندودرمی سوبرینی شود به این حلقه ( وجه ها ) حلقه کاسپاری گویند

نحوه تشخیص ریشه درتک لپه ای بادولپه ای : اگر سوبرین سلولهای آندودرمی نعلی شکل بود تک لپه واگر بصورت دوخط موازی بودند ریشه دولپه است .

ریشه دارای خاصیت ژئوتروپیسم ( زمین گرایی ) وساقه دارای خاصیت فتوتروپیسم ( نورگرایی ) .

ریشه های انگلی مانند سس به اندام هوایی و برخی دیگر مثل گل جالیز به اندام ریشه صدمه میزند

ساقه :

سفته : نحوه رویش درسطح زمین است مانند هندوانه – خربزه – سروخزنده

نیمه خزان : مانند علفها وچمن ها

افراشته : مانند درختان

نکته : پارانشیم پوستی واستوانه مرکزی در تک لپه ایها درهم ادغام شده است .

سئوال : تفاوت انشعاب دهی درساقه وریشه درچیست ؟ جوابشو خودتون پیدا کنین همشو که من نباید بگم . یه راهنمایی : تو ریشه لایه ریشه زا داریم ولی تو ساقه نداریم پس یه جور دیگس .چه جوریه ؟! هه زرنگی ؟ نمیگم ههههه

 

قسمت های برگ : پهنک ، دمبرگ ، قاعده برگ ( بالشتک ) غلاف ، گوشواره

در برخی موارد گوشوارک بزرگ شده وبه شکل برگ می شوند مانند گیاه خلر (Lathrus)  ازتیره نخود .

افدارا وطاوسی برگ های آنها تحلیل رفته وبصورت فلسی مشاهده می گردند .

زمانیکه برگ ازبین رفته باشد فتوسنتز را بقیه اندام گیاه انجام میدهند مانند دمبرگ پهن شد ( آکاسیا ) که به این دمبرگ پهن شده فیلود گویند  وگاهی غیر از دمبرگ بقیه اندام ، پهن شده وکار فتوسنتز را انجام می دهند مانند کوله خاس که کلادود گویند .

منشاء برگ : تونیکا نوک راس رویشی است

تونیکا حلقه بنیادی را بوجود می آورد وباهر بارفعالیت باعث یک زائده درمریستم راسی می شود که به آن طرح اولیه برگی( Leef primorium ) گویند که بعدا برگ میشود.

پلاستوکرون : حلقه بنیادی معمولا بافاصله شروع به فعالیت می کند که این فاصله زمانی دوباره فعال شدن حلقه بنیادی راپلاستوکرون گویند وهزچه فاصله بیشتر شود فاصله برگها طولانی ترمی شود وهرچه کوتاه تر باشد فاصله برگها کم می باشد .

روزنه معمولا سه حالت یا موقعیت را نسبت به اپیدرم به خود می گیرد :

1-    روزنه همسطح اپیدرم است مثل سیب وگلابی .

2-     روزنه برجسته است مانند شاخ بزی وصبر زرد .

3-     روزنه فرورفته است ( کریپت = مخفی )گیاهان مناطق خشک مانند خرزهره

براساس شکلی که سلولها ی روزنه به خود می گیرند روزنه ها را تیپ بندی می کنند مانند تک لپه ای یا تیپ دولپه ای .

تیپ روزنه :

الف - تیپ تک لپه ای :

1- لاله ای ها

2- نخلها

3- برگ بیدی

ب - تیپ دولپه ایها :

1- نامشخص( آنموستیک) مانند آلاله ، سلول همراه واپیدرم نامشخص است

2- مشخص(آننروستیک) شب بوها ، سلول همراه روزنه باسلولهای اپیدرمی مشخص است .

3- عمودبرروزنه (دیاستیک ) تیره میخک

4- پاراستیک تیره روناس مانندشکل

 

روزنه آبی ( هیداتود ) روزنه داخل آب : روزنه اس است که درگیاهان آبزی هستند دیده می شود ودراندامهایی از گیاه آبی دیده می شود که درآب غوطه ورند وشکلهای متفاوت است (در آنجا لوبیا شکل نیستند)

 

تک لپه ای ها

دولپه ای ها

رگ بندی

موازی

معمولا منشعب

دمبرگ

ندارد

دارد

 

غلاف

 

دارد

ندارد

به ندرت : مثل تیره جعفری

گوشواره

ندارد

دارد

 

نهنج ( Recepacle ) میتواند سه شکل به خود بگیرد :

1- برجسته ( تالاموس) گلهارا تالامی فلود گویند.  مانند آلاله گان

2- قرصی ( Disc ) که گلها را دیسی فلور گویند .  مانند لگومینوزها – تیره نخود وشب بوها

3- نهنج فرورفته دارند ( Calsi ) کالسی فلور گویند .مانند سنجد و گل استکانی .

اشکال گل براساس قطعات موجود :

منظم ( تکنینوتروف ) گلی که دارای بیش از یک تقارن محوری باشد  .

نامنظم ( زیگومورف )  گلی که تقارن محوری نداشته باشد ویایکی محورتقارن داشته باشد

گلی که حداقل یک محورتقارن داشته باشد به آن گل متقارن (Symmetic ) گویند

 وبعضی مانند بنفشه که اصلا محور تقارن ندارد

دیاگرام گل لاله با فرمول  3S+3P+6A+G را رسم کنید

 

انواع گلهای نامنظم :

1-  تیپ نخود (شکل گل ) درفش =Standard   ، بال = Wing ، ناو= Keel

گل نخود چون دولپه ای است 5 گلبرگ دارد

2- تیپ نعنا : گیاه نپتا دولوپه است 2تا گلبرگ بالا و3 تاپایین  ، گل ریحان ( اسیموم) دولوپه یک بالا و4 تا پایین  ، اسکتوتلاریا : یک به یک است یکی بالا ویک پایین  .گل استاچیز کاملا نامنظم است دولوپه ای است ولی درگیاهان مختلف فرق می کند .

3- تیپ ارکیده : گل نامنظم است و تک لپه ای است

درتک لپه ها قطعات گل 3 یا مضربی از 3 می باشد ومعمولا سه گلبرگی نداریم و شش برگی است ودردولپه ایها قطعات گل مضرب 2-4-5 می باشد ومعمولا 4 یا 5 است وبیشتر 5 است

درارکیده دوگلبرگ باهم ادغام شده ویک گلبرگ را تشکیل که لابل گویند .

 

ماندگاری کاسبرگ متفاوت است :

1-    زود افت : مانند خشخاش

2-    پایا : مانند انار ، خرمالو عروس پشت پرده ( نموکننده ) وبرگ دانه

3-  مهمیزدار( حفره ای عمیق درکاسبرگ یا گلبرگ بوجود می آید که اغلب در ته آن یک غده موادنوشی است واین حالت ژنتیکی است مانند زبان درقفا – لادن ) .

تغییر شکل کاسبرگ :

1- پاپوس رشته های نخی ابریشمی است مانند قاصدک

2- Tepal کاسبرگ رنگی شده وتغییر شکل یافته است وگلبرگ وجود ندارد درتیره کاسنی دیده می شود .( اگر گلی کاسبرگ وگلبرگش رنگی ویک شکل باشد به آن کاسبرگ رنگی تپال گویند مثل لاله .

3- Petaloid که گلبرگ نما هستند .

تفاوت TEPALو Petaloid  چیست ؟ اگر گلبرگ وجود داشته باشد وکاسبرگ رنگی شده وگلبرگ شکل شده باشد تپال و اگر گلبرگ ازبین رفته باشد وکاسبرگ رنگی شده وجای گلبرگ نشسته باشد به این حالت پتالوئید گویند .

پریگون : مجموعه گلبرگ ها و کاسبرگ های رنگی شده

 

پاکیت : مجموعه آبکش و چوب پسین در یک گیاه

*           

برگ زایده‌ای است که روی ساقه ظاهر می گردد و منشا آن نیز از ساقه است. مریستم ساقه و برگ هر دو ناشی از مریستم راس رویشی و حلقه نهادی آن است.

*                     

برخی از مورفولوژیستها برگ را ساقه تغییر شکل یافته که تقارن محوری خود را از دست داده و تقارن سطحی به خود گرفته است می‌دانند. بر طبق این نظر ، سطح تقارن برگ معمولا از رگبرگ و سطح آن گذشته ، آن را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. یکی از شواهد مورفولوژیستها دال بر اینکه برگ منشاش از ساقه است، برگهای گوآرئا از تیره سنجد تلخ است که مانند ساقه دارای جوانه انتهایی است و همراه با مراحل مختلف رشد گیاه در انتهای آن مرتبا برگچه‌های تازه ایجاد می‌شود. البته این امر یعنی رشد راسی برگ در تمام اندامهای برگی سرخسها عمومیت دارد ولی رشد آن نهاندانگان همیشه محدود و مخصوص به بخش میانی آن است.
پلی مورفیسم برگی
اشکال برگ با آنکه در یک گونه یا یک پایه گیاه معمولا یکنواخت و ثابت است ولی گاهی در برخی از گیاهان یک شکل و یکنواخت نبوده ، دارای دو یا چند شکل مختلف است که به آن حالت پلی مورفیسم برگی می‌گویند.

رشد و تغییر شکل ضمایم برگ
رشد پهنک برگ در بیشتر گیاهان محدود و در عوض رشد ضمایم آن مانند گوشوارکها ، نیام ، یا دمبرگ فوق‌العاده است. به عنوان مثال نیام برگ در گیاهان تیره جعفری معمولا رشد فوق‌العاده دارد. در آنقوزه از گیاهان این تیره وسعت و پهنای نیام چندین برابر پهنک برگ است. در بعضی از فیلودها تمامی پهنک برگ تبدیل به پیچک شده در عوض گوشوارکها با رشد خود جای آن را می‌گیرند. فیلودها نوعی برگند که از رشد و پهن شدن دمبرگ حاصل می‌گردند.
این نوع برگها ظاهرا شباهت به برگهای معمولی داشته ولی در ساختار تشریحی وضع دسته‌های آوندی آنها معکوس با برگها بوده ، سطح تقارن آنها نیز با برگهای معمولی فرق می‌کند. بزرگترین سطح تقارن در فیلورها در جهت عمودی واقع است. بعضی از گیاه شناسان پهنک برگهای گیاهان تک لپه‌ای ، بخصوص گیاهان تیره گرامینه را که نیامی پهن ولی دمبرگ ندارند حاصل از تغییر شکل دم برگ دانسته آن را نوعی فیلور بشمار آورده‌اند.
پیدایش برگ
در بیشتر موارد با رشد طولی همراه است. در ابتدای رشد ساقه هنگامی که برگها بسیار کوچکند در راس آن روی هم قرار داشته یکدیگر را کاملا می‌پوشانند و با رشد تدریجی ساقه است که آنها نیز رشد کرده ، از یکدیگر جدا شده ، وضعی افقی روی ساقه پیدا می‌کنند. برگها در گیاهان تک لپه‌ای که غالبا پهن ، کشیده و دراز اند کمتر حالت افقی داشته ، تقریبا زاویه‌ای نسبتا تند با ساقه پیدا کرده در امتداد آن قرار می‌گیرند.
سطح روی در این برگها که به طرف ساقه است و در اصطلاح سطح شکمی و سطح پایین که در جهت مخالف ساقه است سطح پشتی نام دارد. سطح پشتی در این برگها غالبا محدب و دارای رگبرگهای برجسته بوده ، رنگی روشن‌تر دارد. برگهایی که سطح پشتی و شکمی دارند برگهای دو وجهی و برگهایی که دو سطح آن ساختار درونی یکنواخت دارد، مانند برگ گیاهان تیره جعفری ، ثعلب و زنبق برگهای یک وجهی نام دارند. عده‌ای از گیاهان نیز برگهای چند وجهی دارند.

هتروفیلی در برگهای گیاهان
شکل برگ در هر گیاه معمولا ثابت است و یکی از اختصاصات ثابت گونه‌های گیاهی تقریبا وضع و شکل برگهای آنهاست. گاهی نیز دو یا چند شکلی در برگهای یک گیاه دیده می‌شود، این ناجور بودن برگها در برخی از گیاهان منشا ارثی داشته ، به اصطلاح ژنتیکی است مانند درخت پده که نوعی تبریزی است یا بعضی از سروهای کوهی که ناجور برگ هستند در این سروها شکل برگهای شاخه جوان و مسن باهم تفاوت دارند در بعضی از گیاهان ناجور بودن برگها به علت تاثیر شرایط محیطی است. مثلا آلاله آبی دارای دو نوع برگ است.
برگهای هوایی آن دارای پهنک و برگهای درون آب آن فاقد پهنک و غوطه‌ور در آب است. در گیاهان آبزی دیگر نیز برگها تغییراتی متناسب با محیط زیست آبی پیدا می‌کنند. مثال دیگر از گیاهان ناجور برگ تیرکمان آبی است که دارای سه نوع برگ غوطه‌ور ، شناور ، برگ هوایی است. هتروفیلی در غالب گیاهان نهاندانه و حتی در سرخسها و نهانزادان آوندی کم و بیش دیده می‌شود.

تغییر شکل برگ
علاوه بر تاثیر محیط در تغییر شکل برگ ، نوع کار و وظیفه نیز ممکن است سبب تغییر شکل پهنک یا ضمایم آن به صورت خار شده یا با اندوختن مواد تبدیل به عضو ذخیره‌ای گیاه شوند. مانند برگهای زیر زمینی پیاز ، در بعضی از گیاهان برگها متورم شده ، محل ذخیره آب می‌گردند. دمبرگ در برگهای سکوله خیز (تراپاناتانس) و برخی از گیاهان آبزی دیگر حالت اسفنجی پیدا میکند. سالوینیا ناتانس که یک سرخس آبزی است و سه برگ دارد برگ پایین آن تبدیل به ریشه شده ، مواد غذایی محلول را از آب جذب می‌کند.

رگبندی برگ
پراکندگی دسته‌های آوندی در پهنک برگ را ، رگبندی برگ می‌گویند. رگبندی برگ در دو گروه از گیاهان دو لپه‌ای و تک لپه‌ای از نهاندانگان باهم متفاوت است. در دو لپه‌ایها رگبرگ اصلی پس از آنکه از دمبرگ دارد پهنک شد در آن انشعابات زیاد پیدا کرده ، تشکیل شبکه درهم و پیچیده‌ای از رگبرگها را که به آن شبکه رگبرگهای فرعی می‌گویند، می‌دهد. در گیاهان تک لپه‌ای برگها غالبا فاقد دمبرگ بوده ، رگبرگهای آنها بطور موازی از نیام وارد پهنک شده تمام طول برگ دراز و تسمه‌ای شکل آنها را بدون انشعاب طی کرده ، به این شکل سبب استحکام برگ و مانع پارگی آن می‌گردند.
عده کمی از تک لپه‌ایها مانند بعضی از نخلها و ازملک و گل شیپوری برگها مانند دو لپه‌ایها رگبرگ منشعب دارند. در بین دو لپه‌ایها نیز برخی از گیاهان مانند بارهنگ و گلبرگهای موازی دارند. در گروه بازدانگان رگبرگها غالبا مستقل و فاقد انشعاب هستند برگها بطور کلی دارای دو نوع انشعاب‌اند.

انشعاب شانه‌ای
در این حالت رگبرگهای فرعی موازی هم از رگبرگ اصلی یا میانی برگ جدا شده به طرف کناره برگ رفته در انشعابات بعدی خود تشکیل شبکه‌ای در هم می‌دهند، مانند انشعابات شانه‌ای یا پر مانند رگبرگ در راش و غیره.

انشعابات پنجه‌ای
این نوع انشعابات رگبرگ را بطور روشن در برگ مو و چنار می‌توان دید، در انشعاب پنجه‌ای ، رگبرگ اصلی به محض ورود به پهنک در همان ابتدا به صورت پنجه‌ای منشعب شده ، انشعابات آن تا انتها و کناره‌های برگ می‌رود. در انشعابات پنجه‌ای رگبرگ اصلی را از رگبرگهای فرعی نمی‌توان تشخیص داد.

 

آرایش و نظم برگ روی ساقه
نظم و آرایش برگ را در طول ساقه فیلوتاکسی می‌گویند. فیلوتاکسی از دو کلمه یونانی فیلون به معنی برگ و تاگزیس یعنی نظم و ترتیب گرفته شده است ترتیب قرار گرفتن برگ در هر گره یا در هر بند ساقه همیشه یکسان و ثابت بوده و هیچگاه آرایش برگ به چگونگی موقعیت رشد ساقه یا میان گره آن ارتباط ندارد. بنابراین هر گیاه یا هر گونه گیاهی دارای نظم برگی (فیلوتاکسی) معین و مشخص است.

نظام اصلی آرایش برگ روی ساقه
نظم چرخه‌ای
فراوان‌ترین نوع فیلوتاکسی است که در عده زیادی از گیاهان عمومیت دارد. در این نوع آرایش دو یا چندین برگ در هر گروه ساقه ظاهر شده ، تشکیل چرخه‌ای از برگها را می‌دهند. هر برگ یک چرخه معمولا با برگ چرخه‌های متوالی پایینی و یا بالایی خود حالت متناوب داشته ، به عبارت دیگر برگهای هر چرخه دارای نظم تناوبی با برگهای چرخه دیگر هستند. تعداد برگهایی که در آرایش چرخه‌ای در هر گره ساقه تشکیل یک چرخه رای دهند ، در گیاهان مختلف متفاوت است و شماره آنها با نوع گیاه ارتباط دارد.
فراوان‌ترین نوع آرایش چرخه‌ای حالتی است که در آن در هر گره ساقه فقط دو برگ مقابل هم وجود دارد که آنرا چرخه دو تایی گویند. مانند یاس ، تیره نعناع برخی دیگر از گیاهان ، چرخه سه برگی داشته و به اصطلاح تریم یا سه تایی هستند مانند خرزهره ، الودآ. عده‌ای از گیاهان چرخه‌های چهار برگی دارند، یعنی تترامر یا چهار تایی هستند که تعداد گیاهانی که در هر گره چهار برگ دارند محدود است مانند خانواده روناس و گیاهان آبزی هیدریلا.

نظم تناوبی
در این نظم در هر گره ساقه فقط یک برگ وجود دارد آرایش تناوبی خود شامل دو نوع کلی زیر است.
نظم خطی: در این آرایش برگها بطور متناوب روی دو خط موازی مقابل هم در دو طرف ساقه یا روی چند خط موازی هم قرار می‌گیرند حالت اول را تناوب دو تایی می‌گویند که مخصوص گیاهان تک لپه‌ای است. و در لپه‌ایها به ندرت دیده می‌شود مثل برگ درخت نارون. خطوط نظم اگر بیش از دو یعنی سه یا چها یا چند تایی باشد آرایش برگ را سه نظمی یا چند نظمی می‌گویند.
نظم خمیده یا مارپیچی: خطوط نظم ممکن است بجز راست و شکسته خمیده باشند، که به آن سری فیلوتاکسی خمیده یا مارپیچی گویند. بهترین نوع از این سری فیلوتاکسی را می‌توان در گیاهان تیره زنجبیراسه دید.
در این گیاهان برگها روی یک خط خمیده یا مارپیچی به طول ساقه قرار دارد.

  
نویسنده : ساحل.ن ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ،۱۳۸۸
تگ ها :